تبليغاتX
گل گلدون من

  1.  دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام بودن با تو پيدا مي كنم

  2. هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود

  3. اگر كسي تو را آن گونه كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد ...

ادامه مطلب (كليك نكني از دستت ميره ها !!! )
نوشته شده توسط آرش افشار در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت | لینک ثابت |

 بیا بگذریم از این روزگار ،بیا برویم از این خواب پر هراس


سرت را بالا بگیر و خوب نگاهم کن

ببین نگاهم نقش دلتنگی را بر مرمر نگاهت چه آرام نقاشی می کند

خیلی وقت است که همه از کوچ می نالند و من و خواستن تو پشت ابر بیکلا می پنهان می شود

با خود می گویم :می بینی این روزگار در چشم همه بوی غربت می دهد

پس پنهان می کنم حس قشنگ خواستن تو را

تصورم را در برکه آب دیدم،لبهایم پر از سکوت بود و در چشمهایم...وای چه می دیدم

هزاران رد اشک،که همچون رودی دریایشان را گم کرده بودند

بیا برویم تا آواز رهایی یک صدای آبی،بیا در جنون یک رود خروشان حل شویم

می دانی چیست ؟دلم از غم این سرزمین سنگین گرفته است

بیا برویم از این فصل های تکراری خسته ذهنمان،شاید از کویر خواهشمان اگر بگذریم رویش یک سبزه را

بر سرزمین دلمان عاشقانه ببینم

نوشته شده توسط آرش افشار در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 ساعت | لینک ثابت |

جديدا هيچ چيز اين دنيا نميتونه حال من رو بگيره.

 هرچند که با هيچ مرام اين دنيا کنار نميام.
يه جورايي انگار مطمئن شده ام که نميتونم پا به پاي اين دنيا و چرخيدنهاش بزرگ بشم. اما همينکه بزرگ ميشم، بهم غرور ميده . مطمئن ميشم که براي انجام يه کاري اومده ام که لااقل حتي اگه نميتونم انجامش بدم،ميتونم براي رسيدن به اون فکر کنم.


همينکه ميتونم به يه خدا توي يه برگ روي يه شاخه وسط يه جنگل بزرگ فکر کنم و به جاش معناي رشد رو مرور کنم، برام کافيه.
چندتا جاي دنج و خلوت هم دارم که ميتونم دلم رو غافلگير کنم و گاهي ببرمش هواخوري و توي اين فاصله پکي به سيگار بزنم و چندثانيه اي از عمر دود شده رو ، ساکت و آروم به باد بدم.
اوضاع خيلي هم بد نيست...
فقط... کاش ، ايکاشها نبودند.

نوشته شده توسط آرش افشار در یکشنبه یکم بهمن 1385 ساعت | لینک ثابت |
 
offshore